مدارس هوشمند
به ادامه مطلب سر بزنین. مثل همیشه لطفاً نظر هم بدین.
به ادامه مطلب سر بزنین. مثل همیشه لطفاً نظر هم بدین.
چگونه یک معلم فعال ، پرانرژی و تاثیر گذار باشیم ؟
معلم منفعل ، تاثیر پذیر صرف و کم انرژی و یا برعکس ؟
هر شخصی دوست دارد در موقعیت ها و شغل خود ، فردی موثر ، موفق ، و مطرح بوده و به او با دیده منفعل ، بی تفاوت ، تاثیر پذیر صرف ، گوشه گیر و نا کارآمد نگاه نشود و تمایل دارد بتواند بر محیط کاری خود ، همکاران ، مدیران و مافوقان و غیره تاثیر مثبت بگذارد. روش های بسیار زیادی برای این کار وجود دارد که برخی از آنها فهرست وار درج می گردد :
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
انگيزش ونظريه هاي آن
از مهمترين مشکلات در تمام دوران تعلیم و تربیت و بحث اساسی همه آموزگاران در زمینه های مختلف آموزش موضوع عدم انگیزش و انگیزه درونی به مطالعه و درس می باشد . به نظر می رسد یکی از عناصر مهم نتیجه بخش در آموزش انگیزش باشد . دانش آموزانی که می خواهند یاد بگیرند می تواند هر چیزی را بیاموزد اما چگونه آموزگاران می توانند مطمئن شوند که هر دانش آموزی می خواهد یاد بگیرد و برای یاد گرفتن مطالب دشوار تلاش لازم را به خرج می دهد .
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
مقدمه
پدیده زبان در جوامع انسانی به دو صورت گفتاری(صحبت کردن و گوش کردن) و نوشتاری (خواندن و نوشتن ) در امر ارتباط و ارسال پیام و ایفای دیگر نقش های زبان به کار گرفته می شود. چهار رکن زبان را مهارتهای زبانی می نامیم. در یک تقسیم بندی دیگر،دو مهارت صحبت کردن و نوشتن (مهارتهای تولیدی ) و گوش دادن و خواندن (مهارتهای ادراکی) یا دریافتی زبان خوانده می شوند. توجه کافی به تقویت و افزایش این چهار مهارت ،لازمه ی ِ هر برنامه ی آموزشی است. دانش آموزانی که به مهارتهای گوش کردن صحیح و درک مطالب شفاهی تسلط کافی داشته باشند و بتواننداز زبان گفتاری خود بخوبی استفاده کنند و مطالب مورد نظر را به نحو احسن بیان کنند،به طور حتم مهارت خواندن را به درستی می آموزند و بر چگونگی تولید زبان مکتوب و متون نوشتاری آگاهی ذهنی و مهارت عملی می یابند.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
آقاي خوب من تولدت مبارك
باز 15شعبان ْآمد وكوچه ها چراغاني مي شوند هركس در تكاپو ست تاكاري انجام دهد كاري كه بتواند دل آقا را شاد كند به اميد آنكه وقتي آمد اقا او حرفي براي گفتن د اشته باشد .وقتي امد بگويد اقا يادت هست وقتي روز تولدت بود من از چند روز قبل كمر همت بستم وبه عشق تو توي كوچه وخيابان شربت وشيرني ميدادم يادت هست كوچه هامان را با بچه ها چراغاني كردم يادت هست............................حالا به من اجازه بده تا خاك پاي شما وهمراهانت شوم بگذار در ركابت باشم .......................واي كاش اينگونه ميشد كه ما مي خواستيم .
امروز قرار است دختري از اهل روم فرزندي از ذريه زهرا را به دنيا اورد فرزندي كه كسي نميداند عمري چند ساله خواهد داشت و..................اري درست است اوعرب نبود ازدختران ثروتمند وفرزند امپراتور بزرگ روم بود او نامش مليكه از پدر دختر يشوعافرزند امپراطور روم شرقي واز مادر نوه شمعون از ياران مخصوص حضرت عيسي بود .او قرار بود به دستور امپراطور به همسري پسر عمويش در آيد ودرروز موعود با جشني بسيار بزرگ بر تخت هاي طلا تكيه زده بود تا درحضور كشيشان وروحانيون مسيحي وبزرگان ديگر همسر امپراطور آينده شود تااينكه در وسط جشن وميهماني بود كه ناگاه در هنگام تلاوت انجيل زلزله آمد كاخ لرزيد وهركسي برزمين افتاد وكشيشان آنرا نشانه بلا دانستند وخواهان ختم مجلس شدند واين بار تصميم گرفته شد تا به همسري پسر عموي ديگرش درآِيد كه اين حادثه باز تكرار شد .آري خداوند مي دانست مليكا خواهان اين ازدواج نبود واو درآرزوي پا نهادن درخانه اي پر از معويت رادار واز خداوند مليكا طلب كمك نمود
تا آينكه خواب دوازده مرد خوش سيما ونوراني راديد كه به او نام پيامبر اكرم وعلي (ع) تا امام حسن عسگري رادادند .او ديد پيابمر اكرم (ص) رو به عيسي مسيح نمود وگفت ما اينجا آمديم تا مليكه رااز شمعون براي فرزندم حسن عسگري خواستگاري كنيم .